شيخ ذبيح الله محلاتى
332
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
على مقام كريم لام ايمن ما لا يخفى . بالجمله ام ايمن در احاديث و اخبار از ائمهء اطهار بسيار مدح دارد و بس است در علو رتبه او حديثى كه معروف بحديث ام ايمن است كه در ترجمه عليامخدره زينب بعد ازين درج 3 بيايد و ام ايمن از زنانى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هرگاه او را ملاقات مىكرد او را بخطاب يا امه ندا مىفرمود و كان اذا نظر اليها قال بقية اهل بيتى و بعضى از اوقات با ام ايمن مزاح مىفرمود . از آن جمله ام ايمن روزى بر رسول خدا وارد شد عرض كرد يا رسول اللّه احملنى قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم احملك على ولد الناقة قالت يا رسول اللّه ولد الناقة لا يحملنى و لا يفيد لي قال رسول اللّه لا احملك الا على ولد الناقة اراد ان يمازحها و كان رسول اللّه يمزح و لا يقول الا حقا و الابل كلها ولد الناقة ام ايمن گفت يا رسول اللّه يك ناقه سوارى مرا مرحمت كن حضرت فرمود بچه ناقه به تو مىدهم سوار شوى عرض كرد يا رسول اللّه بچه ناقه مركب سواري نيست به كار من نمىآيد حضرت فرمود ترا سوار نمىكنم مگر بر بچه ناقه و غرض آن حضرت مزاح با ام ايمن بود و مزاح آن بزرگوار همه صدق و حق بود براى اينكه تمام ناقهها بچه ناقه بودند . واقدى گويد ام ايمن در غزوهء احد حاضر بود و آب بلشگريان مىداد و مداواى جرحى مىنمود و همچنين در غزوهء خيبر با رسول خدا بود و ممكن نبود اين زن با آن محبت مفرطه برسول خدا بتواند آرام بگيرد در مدينه و از احوالات آن حبيب ذوالجلال بىخبر بماند پس بدينوسيله ما زال به خدمت آن حضرت شرفياب بود آشاميدن ام ايمن آب بهشتى را و شاهد بر اين مطلب روايتى است كه ابن سعد در طبقات و عسقلانى در اصابه و ديگران از محدثين فريقين نقل كردند كه چون فاطمهء زهراء وداع جهان گفت ام ايمن نتوانست جاى خالى فاطمه را بنگرد فلذا از مدينه بيرون آمد بجانب مكه روان